بازگشت به ابتدای مطلب آموزشی در زمینه زبان های خارجی

کلمات پرکاربرد زبان کره‌ای

خاطره محمدی
خاطره محمدی
شنبه, 12 شهریور 1401

دسته بندی: korean vocabulary

زمان مطالعه: 10 دقیقه

کلمات پرکاربرد زبان کره‌ای

برای اینکه بتوانید به‌راحتی به زبان کره‌ای صحبت کنید باید با پرکاربردترین کلمات این زبان آشنا باشید. در اینجا لیستی از برخی از کلمات اصلی و رایج زبان کره‌ای آمده است:

  • سلام - 안녕하세요 (annyeonghaseyo)
  • لطفاً - 주세요 (juseyo)
  • با عرض پوزش - 죄송합니다 (joesonghamnida)
  • با تشکر - 고맙습니다 (gomapseumnida)
  • بله - 네 (نه)
  • نه - 아니요 (aniyo)
  • شاید - 아마도 (amado)
  • راهنما – 도와 주세요
  • ببخشید - 저기요 (jeogiyo)

در ادامه این مقاله، بیشتر واژگان پایه‌ای را که معمولاً در این زبان استفاده می‌شود، بررسی خواهیم کرد.

واژه‌های مربوط به غذاها و خوراکی‌ها در زبان کره‌ای

کلمات پرکاربرد زبان کره‌ای

غذا نقش مهمی در فرهنگ کره ایفا می‌کند. یادگیری لغات کره ای  برای یادگیری فرهنگ کره‌ای مفید خواهد بود. اگر این کلمات اصلی کره‌ای را یاد بگیرید، صحبت‌کردن در مورد غذا در زندگی روزمره خود در کره جنوبی برای شما آسان خواهد بود. در زیر کلمات اصلی کره‌ای مربوط به غذا آورده شده است:

밥 (bap)

Rice

(برنج)

내일 밥 같이 먹을래요?
(naeil bap gachi meogeullaeyo?)
Shall we eat together tomorrow?
야채 (yachae)

vegetables

(سبزیجات)

시장에서 야채를 샀어요.
(sijangeseo yachaereul sasseoyo.)
I bought vegetables at the market
과일 (gwail)

fruit

(میوه)

어떤 과일 좋아하세요?
(eotteon gwail joahaseyo?)
What kind of fruit do you like?
고기 (gogi)

meat

(گوشت)

어제 저녁에 고기를 구워 먹었어요.
(eoje jeonyeoge gogireul guwo meogeosseoyo.)
Last night I ate grilled meat
빵 (ppang)

Bread

(نان)

빵 먹을때 버터랑 잼이랑 같이 먹어요.
(ppang meogeulttae beoteorang jaemirang gachi meogeoyo.)
I eat bread with butter and jam
생선 (saengseon)

fish

(ماهی)

생선을 열 마리나 잡았어요!
(saengseoneul yeol marina jabasseoyo!)
I caught 10 fish!
커피 (keopi)

Coffee

(قهوه)

여자친구와 유명한 카페에 갔습니다.

(yeojachinguwa yumyeonghan kapee gatseumnida.)
I went to a famous cafe with my girlfriend

 

چند نکته مهم:

  • اگر می‌خواهید هر یک از این موارد را سفارش دهید یا درخواست کنید، عبارت 주세요 (ju-se-yo) را به هر یک از این کلمات کره‌ای اضافه کنید. این یکی از کاربردی‌ترین عبارات در زبان است. این به معنای "لطفاً به من ----- بدهید" است.
  • اگر نیاز به درخواست آب در رستوران دارید، یک عبارت خوب برای گفتن این است: 물 좀 주세요 (mul jom ju-se-yo).
  • یکی از رایج‌ترین عباراتی که در کره می‌شنوید این است: "밥 먹었어요؟" (bap meogeosseoyo | غذا خوردی؟). در این مورد، 밥 (bap) به معنای "غذا" است، نه به طور خاص برنج.

 

 

کلمات کره‌ای مربوط به خانواده و روابط خانوادگی

واژه‌های زیر کلمات کره‌ای فوق‌العاده‌ای هستند که به شما کمک می‌کنند مکالمات روزمره خود را گسترش دهید:

 

친구 (chingu)

friend

(دوست)

오늘 친구하고 만나기로 했어요.
(oneul chinguhago mannagiro haesseoyo.)
I made plans to meet my friend today
가족 (gajok)

family

(خانواده)

가족들과 함께 여행을 가요
(gajokdeulgwa hamkke yeohaengeul gayo)
I go on a trip with my family
아빠 (appa)

dad

(پدر)

우리 아빠 친절하세요
(uri appa chinjeolhaseyo)
My dad is kind
엄마 (eomma)

mom

(مادر)

어제 엄마랑 통화했는데 아주 기뻐하셨어.
(eoje eommarang tonghwahaenneunde aju gippeohasyeosseo.)
My mom was happy because I talked to her on the phone yesterday
결혼 (gyeolhon)

Marriage

(ازدواج)

다음 달에 결혼할 거예요.
(daeum dare gyeolhonhal geoyeyo.)
I will get married next month
남편 (nampyeon)

Husband

(شوهر)

내 첫사랑은 지금의 남편입니다.
(nae cheotsarangeun jigeumui nampyeonimnida.)
My first love is now my husband
아내 (anae)

Wife

(زن)

아내를 만나러 왔습니다.
(anaereul mannareo watseumnida.)
I came out meet my wife

 

چند نکته مفید:

  • کلمه کره‌ای 우리 (uri | ما، ما) معمولاً برای صحبت در مورد چیزهایی استفاده می‌شود که به یک گروه تعلق دارند، مانند عبارات 우리 나라 (uri nara | کشور ما)، 우리 집 (uri jip | خانه ما).
  • یکی دیگر از لغات رایج کره‌ای برای "همسر" 부인 (buin) است. می‌توانید از این دو به جای هم استفاده کنید.
  • کلمه کره‌ای 친구 (چینگو) به معنای "دوست" است، اما فقط دوستان هم‌سن‌وسال. اگر فردی که می‌شناسید سن متفاوتی دارد، بهتر است از عنوان دیگری استفاده کنید.

 

کلمات اصلی مکالمات زبان کره‌ای

اینها رایج‌ترین واژگانی هستند که می‌توانید در بحث‌ها و مکالمات روزمره بشنوید. اینها کلمات بسیار خوبی هستند برای دانستن اینکه چگونه نام خود را به زبان کره‌ای بنویسید و چگونه خود را معرفی کنید.

 

 (jip)

house

(خانه)

집에 도착했어요.
(jibe dochakaesseoyo)
I arrived at my house.
화장실 (hwajangsil)

bathroom

(حمام)

화장실 앞에서 20분이나 기다렸어요.
(hwajangsil apeseo isipbunina gidaryeosseoyo.)
I waited in front of the bathroom for 20 minutes.
나라 (nara)

country

(کشور)

나는 따뜻한 나라가 너무 좋아!
(naneun ttatteuthan naraga neomu joa!)
I really like warm countries!
직업 (jigeop)

job

(شغل)

직업이 뭐예요?
(jigeobi mwoyeyo?)
What's the person's job?
사람 (saram)

Person

(شخص)

어느 나라 사람이에요?
(eoneu nara saramieyo?)
What country are you from?
왼쪽 (oenjjok)

left

(چپ)

그림을 왼쪽으로 옮겨주세요.
(geurimeul oenjjogeuro olgyeojuseyo.)
Please move the picture to the left.
오른쪽 (oreunjjok)

right

(راست)

내리실 문은 오른쪽입니다.
(naerisil muneun oreunjjogimnida)
The exit door is on the right.
 (ne)

yes

(بله)

네, 오늘 조금 피곤해요.
(ne, oneul jogeum pigonhaeyo.)
Yes, I'm a little tired today.
아니요 (aniyo)

no

(خیر)

아니요. 불만있습니다!
(aniyo. bulmanitseumnida!)
No. I have a complaint.

 

کلمات کره‌ای مربوط به زمان

این کلمات کره‌ای برای صحبت در مورد رویدادهای رایج و زمان وقوع آنها استفاده می‌شوند.

시간 (sigan)

time

(زمان)

저는 1시간 동안 운동했어요
(jeoneun han sigan dongan undonghaesseoyo)
I exercised for 1 hour
지금 (jigeum)

Now

(الان)

지금 점심 시간이에요
(jigeum jeomsim siganieyo)
It's lunchtime now
오늘 (oneul)

today

(امروز)

오늘 약속 있어요?
(oneul yaksok isseoyo?)
Do you have plans today?
어제 (eoje)

yesterday

(دیروز)

어제 파티 어땠어요?
(eoje pati eottaesseoyo?)
How was the party yesterday?
내일 (naeil)

tomorrow

(فردا)

내일 여동생 생일이에요
(naeil yeodongsaeng saengirieyo)
Tomorrow is my sister's birthday

 

افعال زبان کره‌ای

آیا می‌دانستید که فقط با یک فعل می‌توانید به زبان کره‌ای جمله بسازید؟ این یکی از چیزهای عالی در مورد سادگی زبان کره‌ای است! در این بخش افعال رایج کره‌ای را نام برده ایم که به شما در مکالمات روزانه خود به زبان کره‌ای کمک می‌کند.

 

가다 (gada)

to go

(رفتن)

학원에 갑니다.
(hagwone gamnida.)
I go to the academy
오다 (oda)

to come

(آمدن)

언니가 집에서 호텔로 옵니다.
(eonniga hotello omnida.)
My sister came to the hotel from home
있다 (itda)

to have

(داشتن)

나 커다란 인형을 가지고 있어!
(na keodaran inhyeongeul gajigo isseo!)
I have a large doll!
이다 (ida)

to be

(بودن)

아빠가 한국 사람이다.
(appaga hanguk saramida.)
My dad is Korean
먹다 (meokda)

to eat

(خوردن)

고양이가 생선을 먹었다.
(goyangiga saengseoneul meogeotda.)
The cat ate a fish
마시다 (masida) to drink
(نوشیدن)
달리기하고 나서 물을 마십니다.
(dalligihago naseo mureul masimnida)
I drink water after running
주다 (juda)

to give

(دادن)

아빠가 생일선물을 주셨다.
(appaga saengilseonmureul jusyeotda.)
My dad bought me a birthday present
보다 (boda)

to see

(دیدن)

갈매기를 처음 봤어요!
(galmaegireul cheoeum bwasseoyo!)
This is the first time I've see a seagull!
자다 (jada)

to sleep

(خوابیدن)

어젯밤에 늦게 잤습니다.
(eojetbame neutge jatseumnida.)
I went to sleep late last night
일어나다 (ireonada)

to wake up or get up

(بیدارشدن)

오늘 오전 7시에 일어났어요.
(oneul ojeon ilgopsie ireonasseoyo.)
I woke up today at 7am
사다 (sada)

to buy

(خریدن)

오이를 샀습니다.
(oireul satseumnida.)
I bought a cucumber
쓰다 (sseuda)

to write

(نوشتن)

여기에 이름을 쓰세요.
(yeogie ireumeul sseuseyo.)
Please write your name here
웃다 (utda)

to laugh

(خندیدن)

그녀가 나를 보고 웃었어요.
(geunyeoga nareul bogo useosseoyo.)
She looked at me and laughed
울다 (ulda)

to cry

(گریه کردن)

아파서 하루종일 울었습니다.
(apaseo harujongil ureotseumnida.)
I cried all day because I was hurt
입다 (ipda)

to wear

(پوشیدن)

오늘부터 여름옷을 입을거에요.
(oneulbuteo yeoreumoseul ibeulgeoeyo.)
I'll start wearing summer clothes today
걷다 (geotda)

to walk

(راه‌رفتن)

남자친구와 손을 잡고 걸었어요.
(namjachinguwa soneul japgo georeosseoyo.)
I walked while holding my boyfriends hand
읽다 (iktta)

to read

(خواندن)

제일 좋아하는 책을 읽었습니다.
(jeil joahaneun chaegeul ilgeotseumnida.)
I read my favorite book
배우다 (baeuda)

to learn

(یادگرفتن)

오늘부터 운전을 배워요.
(oneulbuteo unjeoneul baewoyo.)
I learned to drive starting today
공부하다 (gongbuhada)

to study

(مطالعه کردن)

한국어 공부 같이 할래요?
(hangugeo gongbu gachi hallaeyo?)
Shall we study Korean together?
만나다 (mannada)

to meet

(ملاقات کردن)

부모님을 만났습니다.
(bumonimeul mannatseumnida.)
I met my parents

 

انواع صفت‌ها در زبان کره‌ای

 

좋다 (jota)

to be good

(خوب)

강아지보다 고양이가 좋아요.
(gangajiboda goyangiga joayo.)
I like cats more than dogs
싫다 (silta)

to be bad

(بد)

파프리카를 싫어합니다.
(papeurikareul sileohamnida.)
I don't like bell peppers
덥다 (deopda) to be hot
(گرم)
이번 여름은 아주 더워요.
(ibeon yeoreumeun aju deowoyo.)
This summer is really hot
춥다 (chupda) to be cold
(سرد)
한국의 겨울은 추워요.
(hangugui gyeoureun chuwoyo.)
Korea is cold in the winter
슬프다 (seulpeuda)

to be sad

(ناراحت)

다희야, 왜 슬퍼 보여?
(dahuiya, wae seulpeo boyeo?)
DaHee, why do you look sad?
아프다 (apeuda)

to be sick or in pain

(مریض)

언제부터 배가 아팠어요?
(eonjebuteo baega apasseoyo?)
When did your stomach start hurting?
피곤하다 (pigonhada)

to be tired

(خسته)

오늘따라 피곤합니다.
(oneulttara pigonhamnida.)
Today I am tired
재미있다 (jaemiitda)

to be interesting

(جالب)

이 책은 정말 재밌는것 같아요.
(i chaegeun jeongmal jaeminneungeot gatayo.)
This book seems really interesting
재미없다 (jaemieopda)

to be boring

(کسل‌کننده)

집에만 있으면 재미없어요!
(jibeman isseumyeon jaemieopseoyo!)
I'm bored if I have to stay at home!
어렵다 (eoryeopda)

to be difficult

(سخت)

수학 문제가 가장 어렵습니다.
(suhak munjega gajang eoryeopseumnida.)
Math problems are the most difficult for me
쉽다 (swipda)

to be easy

(آسان)

자전거 타기가 쉬워요?
(jajeongeo tagiga swiwoyo?)
Is it easy to ride a bicycle?
깨끗하다 (kkaekkeuthada)

to be clean

(تمیز)

공항이 깨끗해요.
(gonghangi kkaekkeuthaeyo.)
The airport is clean
더럽다 (deoreopda)

to be dirty

(کثیف)

앞치마가 금방 더러워졌어요.
(apchimaga geumbang deoreowojyeosseoyo.)
The apron just got dirty
빠르다 (ppareuda)

to be fast

(سریع)

우와! 정말 빨라요.
(uwa! jeongmal ppallayo.)
Wow! That is really fast
느리다 (neurida)

to be slow

(کند)

시간이 천천히 지나가요.
(sigani cheoncheonhi jinagayo.)
Time passes slowly

برای آشنایی بیشتر کلیک کنید: روش های شروع کردن گفت و گو به زبان کره ای 

 

انواع قیدها در زبان کره‌ای

مجموعه دیگری از کلمات اساسی برای زندگی روزمره که باید هنگام یادگیری زبان کره‌ای بدانید، قیدها هستند. قیدهای زیادی در زبان کره‌ای وجود دارد اما ما تعدادی از رایج‌ترین آنها را در اینجا فهرست کرده‌ایم:

매우 (maeu)

Very

(خیلی)

나는 북한과 남한의 역사에 매우 관심이 있어요.
(naneun bukangwa namhanui yeoksae maeu gwansimi isseoyo)
I'm very interested in the history of North and South Korea.
아주 (aju)

Very

(خیلی)

바닥이 아주 미끄러워요. 조심하세요.
(badagi aju mikkeureowoyo. josimhaseyo)
The floor is very slippery. Please be careful.
 (kkwae)

Quite

(خیلی)

이 가방은 꽤 무거워요.
(i gabangeun kkwae mugeowoyo)
This bag is quite heavy.
상당히 (sangdanghi)

Quite

(خیلی)

가격은 상당히 비싼 편이에요.
(gagyeogeun sangdanghi bissan pyeonieyo)
The price is quite high.
거의 (geoui)

Almost

(تقریباً)

공항에 거의 다 왔어요.(gonghange geoui da wasseoyo)
We're almost at the airport.
빨리 (ppalli)

Fast

(به‌سرعت)

존은 한국어를 빨리 배우고 있어요.
(joneun hangugeoreul ppalli baeugo isseoyo)
John is learning the Korean language fast.
천천히 (cheoncheonhi)

Slowly

(به آرامی)

내 친구가 한국어를 천천히 배우고 있어요.
(nae chinguga hangugeoreul cheoncheonhi baeugo isseoyo)
My friend is slowly learning the Korean language.
신중하게 (sinjunghage)

Carefully

(با دقت)

이 문제를 신중하게 고려해 주세요.
( i munjereul sinjunghage goryeohae juseyo)
Please consider this matter carefully.
항상 (hangsang)

Always

(همیشه)

그는 항상 바빠요.
(geuneun hangsang bappayo)
He is always busy.
(neul)

Always

(همیشه)

우리는 늘 함께 점심을 먹어요.
(urineun neul hamkke jeomsimeul meogeoyo)
We always eat lunch together.
자주 (jaju)

Frequently

(سریع)

사람들은 한국 드라마를 보는 동안 기본적인 한국어 표현들을 자주 배울 수 있어요.
(saramdeureun hanguk deuramareul boneun dongan gibonjeogin hangugeo pyohyeondeureul jaju baeul su isseoyo)
People can frequently learn basic Korean phrases while watching K-drama.
흔히 (heunhi) frequently 봄에는 벚꽃을 흔히 볼 수 있어요.
(bomeneun beotkkocheul heunhi bol su isseoyo)
You can see cherry blossoms commonly in spring.
보통 (botong)

Usually

(معمولاً)

내 사촌은 보통 한국 음악을 듣고 한국 드라마를 봐요.
(nae sachoneun botong hanguk eumageul deutgo hanguk deuramareul bwayo)
My cousins usually listen to Korean music and watch K-drama.
가끔 (gakkeum)

Sometimes

(بعضی وقت‌ها)

순영이는 가끔 친구들에게 영어로 말해요.
(sunyeongineun gakkeum chingudeurege yeongeoro malhaeyo)
Soonyoung sometimes speaks English to his friends.
때로는 (ttaeroneun)

Sometimes

(بعضی وقت‌ها)

누구나 때로는 실수를 해요.
(nuguna ttaeroneun silsureul haeyo)
Everyone makes mistakes sometimes
좀처럼 (jomcheoreom )

Seldom

(به ندرت)

나는 직장에 좀처럼 지각하지 않아요.
(naneun jikjange jomcheoreom jigakaji anayo)
I am seldom late for work.
드물게 (deumulge)

Rarely

(به ندرت)

조슈아는 드물게 한국어를 해요.
(josyuaneun deumulge hangugeoreul haeyo)
Joshua rarely speaks Korean.
결코 (gyeolko)

Never

(هرگز)

그 날을 결코 잊지 않을 거예요.
(geu nareul gyeolko itji aneul geoyeyo)
I will never forget that day.
절대 (jeoldae)

Never

(هرگز)

절대 거짓말을 하지 않았어요.
(jeoldae geojinmareul haji anasseoyo)
I never lied.

 

 

کلمات آسان کره‌ای

اینها کلماتی هستند که به راحتی می‌توانید یاد بگیرید و به خاطر بسپارید. در زیر چند کلمه ساده کره‌ای وجود دارد:

 

 (ye)

Yes

(بله)

아니요 (aniyo)

No

(نه)

우리 (uri)

We

(ما)

오늘 (oneul)

Today

(امروز)

어제 (eoje)

Yesterday

(دیروز)

내일 (naeil)

Tomorrow

(فردا)

 (bam)

night/evening

(شب)

아침 (achim)

Morning

(صبح)

 (wae)

Why

(چرا)

언제 (eonje)

When

(چه زمانی)

 

 

안녕하세요 (annyeonghaseyo)

Hello

(سلام)

감사합니다 (kamsahamnida)

Thank you

(ممنون)

천만에요 (cheonmaneyo)

You’re welcome

(خواهش می‌کنم)

잠시만요 (jamsimanyo)

Excuse me

(ببخشید)

괜찮아요 (gwaenchanayo)

Okay

(باشد)

죄송합니다 (joisonghamnida)

I’m sorry

(متأسفم)

몰라요 (mollayo)

I don’t know

(نمی‌دانم)

알아요 (arayo)

I know

(می‌دانم)

이해해요 (ihaehaeyo)

I understand

(می‌فهمم)

좋아요 (joayo)

Good

(خوب)

안 좋아요 (an joayo)

Not good

(بد)

جهت مطالعه بیشتر: سلام به کره ای - انواع سلام، حالت چطوره و .. رسمی و دوستانه

 

یادگیری زبان در تیکا

اگرچه ممکن است زبان کره‌ای به عنوان یکی از دشوارترین زبان‌ها برای یادگیری رتبه‌بندی شود، اما یادگیری آن به‌هیچ‌وجه غیرممکن نیست. شما می‌توانید زبان کره‌ای را سریع یاد بگیرید، فقط کافی است کلمات پرکاربرد این زبان را که در این مقاله برایتان شرح دادیم، به‌خوبی به خاطر بسپارید و مرتباً در مکالمات خود از آنها استفاده نمایید.

شما یک قدم به شروع اولین مکالمه خود به زبان کره ای نزدیکتر شده اید! برای آموزش های بیشتر با سامانه آموزش زبان آنلاین تیکا و منابع رایگان یادگیری کره ای در مزل همراه باشید.

یادگیری زبان در تیکا

دانلود PDF کلمات پرکاربرد زبان کره‌ای

اشتراک گذاری:

درباره نویسنده

خاطره محمدی

خاطره محمدی

تولید محتوا

خاطره محمدی هستم و دنیا رو با واژگان لمس می‌کنم. چند ساله که حوزه‌های مختلف رو با کلمات روایت می‌کنم. کتاب‌های ادبی، موزیک، فیلم و برنامه‌های آشپزی بیشترین علاقه‌مندی‌های من هستند. هنوز هم بعد از دیدن فیلم‌های پلیسی-معمایی تصمیم می‌گیرم وقتی بزرگ شدم، کارٱگاه بشم.