اساتید پیشنهادی:

کلمات و اصطلاحات خرید و فروش در زبان انگلیسی

خاطره محمدی
خاطره محمدی
شنبه, 4 آذر 2022

دسته بندی : english-vocabulary

زمان مطالعه : 10 دقیقه

تعداد بازدید : 8036

کلمات و اصطلاحات خرید و فروش در زبان انگلیسی

یادگیری زبان دوم همواره چالش بزرگی برای ما بوده است. اگر در یادگیری یک زبان خارجی سعی کنیم مطالب قابل یادگیری را به بخش‌های مختلف تقسیم کنیم و سپس به یادگیری هر بخش به صورت جداگانه بپردازیم، روند یادگیری برای ما جذاب‌تر و آسان‌تر خواهد بود. از جمله موقعیت‌هایی که ممکن است به دفعات در یک کشور خارجی برای ما پیش بیاید، خرید از یک فروشگاه، شرکت و غیره است. عبارات، اصطلاحات و لغات زبانی که در خرید و فروش کالاها و خدمات استفاده می‌شوند، بسیار متنوع هستند برای مثال:

After sales services

Customers

Guarantee

...

 کلمات پرکاربرد انگلیسی در حوزه خرید و فروش

 کلمات پرکاربرد انگلیسی در حوزه خرید و فروش

برای یادگیری لغات انگلیسی بهتر است که در شرایط ممکن قرار بگیرید. در این مقاله به بررسی عبارات و کلمات پرکاربرد انگلیسی در حوزه خرید و فروش کالا و خدمات می‌پردازیم.

1. after-sales service (خدمات پس از فروش)

معنی: تعمیر منظم محصولات؛ خدمات پس از فروش ممکن است توسط سازنده (شرکت سازنده محصول) یا تأمین‌کننده، در طول دوره گارانتی و پس از آن ارائه شود.

مثال:

“They promised after-sales service, but the warranty period was not specified.”

هنگام صحبت با مشتریان در مورد محصولات خاصی که ممکن است از خدمات پس از فروش برخوردار باشند، از این عبارت استفاده کنید.

2. clients (مشتری)

معنی: شخصی که برای دریافت خدمات به شخص یا یک سازمان حرفه‌ای پول می‌پردازد.

مثال:

“As an inexperienced employee in an advertising agency, it can be difficult to get new clients.”

3. customer (مشتری)

معنی: شخصی که کالا یا خدماتی را از فروشگاه خریداری می‌کند.

مثال:

“New customers are tough to get in times of financial crisis.”

4. cold calling  (تماس تبلیغاتی)

معنی: تکنیکی که شامل تماس با مشتریان بالقوه (احتمالی) است که هیچ آشنایی قبلی با فروشنده‌ای که با آنها تماس برقرار می‌کند نداشته‌اند.

مثال:

“I always get annoyed when a cold caller decides to disturb my rest.”

"تماس تبلیغاتی" عموماً به تماس‌های تلفنی اشاره دارد که برای تبلیغ و فروش یک محصول انجام می‌شود. تماس تبلیغاتی معمولاً به عنوان یک تکنیک فروش دشوار تلقی می‌شود؛ زیرا بسیاری از مردم دوست ندارند کسی مزاحم آنها شود.

5.  Guarantee (تضمین)

معنی: تضمین کتبی مبنی بر تعمیر یا تعویض محصول در صورت خرابی. "گارانتی" فقط برای اشاره به توافق‌نامه کتبی استفاده می‌شود.

مثال‌ها:

“We offer a two-year guarantee/warranty for this phone.”

“I guarantee the weather will be fine tomorrow.”

6.   To buy in bulk(خرید عمده)

معنی: خرید کالا در مقادیر زیاد، معمولاً با تخفیف.

مثال:

“We bulk-buy office supplies because it’s a lot cheaper.”

اگر می‌خواهید محصولات خود را با قیمت پایین‌تری بخرید، بهتر است روش خرید عمده استفاده کنید. در خرید عمده محصولات و کالاها، هزینه نهایی خرید شما تا حد قابل توجهی پایین می‌آید.

7. To buy on credit  (خرید با کارت اعتباری)

معنی: پرداخت هزینه خرید با کارت اعتباری.

مثال:

“I usually buy a lot on credit because I tend to shop on impulse.”

8. prospects

معنی: مشتری یا مشتری بالقوه.

مثال:

“Salespeople can identify prospects by direct mailing, emailing or cold calling.”

9. Retail (خرده‌فروشی)

معنی: فروش کالا یا خدمات در مقادیر کم به مشتریان.

مثال:

Retail sales are up three percent from last year.”

10. Wholesale (عمده‌فروشی)

معنی: فروش مقادیر زیاد کالا (به خرده‌فروشان یا سایر عمده‌فروشان) با قیمت کمتر نسبت به خرده‌فروشی.

مثال:

“Is that price retail or wholesale?”

11. catalog price

معنی: قیمت محصول قبل از اضافه‌شدن هزینه بسته‌بندی و ارسال.

مثال:

“This product is sold at 10% less than the catalog price.”

12. agreed price(قیمت توافقی)

معنی: قیمتی که خریدار و فروشنده برای کالای مورد نظر توافق کرده‌اند.

مثال:

“I was so disappointed that they suddenly increased the agreed price.”

13. Bargain

معنی: محصولی که با قیمتی بسیار کمتر از آنچه انتظار می‌رود برای فروش عرضه می‌شود.

مثال:

“The laptop was a real bargain.”

14. Payment by installments (پرداخت اقساطی)

معنی: یعنی به جای آنکه کل مبلغ را به طور یکجا پرداخت نمایید، آن را در چند مرحله پرداخت کنید.

مثال:

“We couldn’t afford a washing machine at that point, so we paid for it in installments.”

15. Advance payment (پیش‌پرداخت)

معنی: سیستمی که به وسیله آن مشتری بخشی از هزینه یک محصول را زودتر از موعد پرداخت می‌کند. مقدار باقیمانده باید هنگام تحویل محصول پرداخت شود.

مثال:

“We require advance payment for this car, as it is custom-made.”

16. price reduction

معنی: کاهش قیمت کالا

مثال:

“After the huge price reduction, everybody wanted to buy the new model.”

17. Price/quality ratio(نسبت قیمت به کیفیت)

معنی: عملکرد یک محصول نسبت به قیمت آن.

مثال:

“This product has such a good price/quality ratio that I simply have to have it.”

18. faulty goods (کالاهای معیوب)

معنی: کالای معیوب، کالای ناقص.

مثال:

“Their bad reputation was a result of having sold several faulty goods.”

19. Complimentary gift

معنی: یک هدیه رایگان که هنگام خرید یا هنگام بازدید از یک فروشگاه به شما داده می‌شود.

مثال:

“She received a complimentary gift on her purchase and was very pleased.”

20. Free trial

معنی: محصول یا خدماتی که برای مدت کوتاهی به صورت رایگان در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد تا بتوانند از آن استفاده کنند.

مثال:

“A free trial was available for that laptop. In the end, I liked it so much that I bought it.”

مشتریان دوست دارند چیزهایی را به صورت رایگان امتحان کنند. این یک راه خوب برای فروش محصولات مرتبط است.

21. Terms of payment

معنی: شرایط پرداخت مورد توافق خریدار و فروشنده برای کالا یا خدمات.

مثال:

“I really wanted to buy the product, but the terms of payment were worse than I expected: They accepted cash only.”

هنگامی که مشتری تصمیم به خرید محصول گرفت، باید در مورد شرایط پرداخت صحبت کنید:

  • خریدار در چه مدت زمانی باید مبلغ مورد نظر را پرداخت کند.
  • اینکه آیا باید پیش‌پرداخت (قبل از دریافت محصول) بپردازند.
  • باید هزینه را نقداً پرداخت نمایند یا با استفاده از کارت اعتباری.

22. Sales target

معنی: بازار هدف.

مثال:

“The sales target was so high this month that nobody in the team managed to reach it.”

23. Sales volume

معنی: مقدار کالا یا خدمات فروخته شده توسط یک شرکت در یک دوره مشخص.

مثال:

“Good sales reps can help increase the sales volume.”

لینک های مفید:

یادگیری زبان در تیکا

همان گونه که ملاحظه نمودید، عبارات و اصلاحات انگلیسی در حوزه خرید و فروش کالاها و خدمات بسیار متنوع هستند. با یادگیری این کلمات و عبارات مرحله مهمی از یادگیری زبان انگلیسی را پشت سر گذاشته‌اید.

ما در سامانه آموزش زبان آنلاین تیکا توسط بهترین اساتید به شما آموزش خواهیم داد و شما را در این مسیر کمک خواهیم کرد و شما را در مسیر یادگیری زبان یاری خواهیم کرد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا با مراجعه به سایت تیکا، کلاس خود را شروع کنید.

یادگیری زبان در تیکا

کلمات و اصطلاحات خرید و فروش در زبان انگلیسی

اشتراک گذاری:

درباره نویسنده

author-image

خاطره محمدی

تولید محتوا

خاطره محمدی هستم و دنیا رو با واژگان لمس می‌کنم. چند ساله که حوزه‌های مختلف رو با کلمات روایت می‌کنم. کتاب‌های ادبی، موزیک، فیلم و برنامه‌های آشپزی بیشترین علاقه‌مندی‌های من هستند. هنوز هم بعد از دیدن فیلم‌های پلیسی-معمایی تصمیم می‌گیرم وقتی بزرگ شدم، کارٱگاه بشم.

نظرات

user-image

پریسا

بسیار عالی. ممنون

13 آذر 2022

user-image

لیلا فارغ

خیلی مفید بود ممنون

4 آذر 2022

user-image

سارا رشیدی

عالی بود. مرسییی

4 آذر 2022

user-image

سعید فلاحی

مرسی از تیم خوبتون

4 آذر 2022

user-image

زهرا طهماسبی

مقاله های تیکا خودش یه کلاس زبان فوق حرفه ای و کاربردیه ؛ مرسی ازتون عالی هستین

4 آذر 2022

user-image

الهام طالبی

عالی ممنون از مطلب خوبتون

4 آذر 2022