اساتید پیشنهادی:

پرکاربردترین کلمات فرانسوی – قسمت دوم

رضا آقامحمد
رضا آقامحمد
پنج‌شنبه, 17 بهمن 2023

دسته بندی : vocabulary

زمان مطالعه : 8 دقیقه

تعداد بازدید : 611

پرکاربردترین کلمات فرانسوی – قسمت دوم


یادگیری زبان فرانسه برای افرادی که انگلیسی زبان هستند، می‌تواند چالشی مفرح باشد. اما با رویکردهای مناسب و تمرین مداوم، می‌توانید به زبان فرانسه مسلط شوید. در ادامه مقاله (پرکاربردترین کلمات فرانسوی – قسمت اول) تعدادی از راهکارها و نکات برای یادگیری زبان فرانسه برای افراد انگلیسی زبان آورده شده است:


شروع با اصول اولیه:

شروع با حروف الفبا، اعداد و اصطلاحات ابتدایی زبان فرانسه اهمیت دارد. این مباحث اساسی را به صورت کامل یاد بگیرید.

 
استفاده از منابع آموزشی گوناگون:

از کتب درسی، منابع آنلاین، ویدئوهای آموزشی، اپلیکیشن‌های یادگیری زبان و دوره‌های آموزشی استفاده کنید.

 
تماشای فیلم‌ها و شنیدن موسیقی فرانسوی:

تماشای فیلم‌ها و گوش دادن به موسیقی فرانسوی به تقویت مهارت‌های شنیداری، تلفظ و درک فرهنگ کمک می‌کند. مقاله بهترین فیلم های فرانسوی برای مبتدیان به شما پینهاد میشود!

 
انجام تبادل زبانی:

با گروه‌های تبادل زبانی یا افراد فرانسوی زبان در اینترنت مکالمه کنید تا تجربه مکالمه در زبان فرانسه پیدا کنید.

 
کتاب‌ها و مطالب مناسب:

کتاب‌های سطح مناسب را بخوانید. از کتب گرامر و واژگان نیز بهره‌مند شوید.

 
کلاس‌های آنلاین یا حضوری:

شرکت در کلاس‌های آنلاین فرانسوی یا حضوری زبان فرانسه با مدرسان متخصص می‌تواند به بهترین شکل کمک کند.

 
تعهد به تمرین روزانه:

به مرور زمان و با تمرین روزانه، شما بهترین تسلط را به دست خواهید آورد.

 
تکرار مکرر:

از تکرار مکرر جهت حفظ و تثبیت واژگان فرانسوی  و ساختارهای گرامری استفاده کنید.

 
سفر به کشورهای فرانسوی زبان:

اگر امکان دارد، سفر به کشورهای فرانسوی زبان برای تجربه زندگی در محیط فرانسه زبان مفید است.

 
هر چه بیشتر با زبان فرانسه در مواقع مختلف در تعامل باشید، یادگیری شما سریع‌تر و موثرتر خواهد بود.


پرکاربرد ترین جملات و کلمات فرانسوی

الآن چند جمله پرکاربرد در زبان فرانسه برای شما آماده کرده‌ام:


با استفاده از این جملات و کلمات فرانسوی سریع تر پیشرفت کنید!


پرکاربرد ترین جملات و کلمات فرانسوی


Bonjour, comment ça va? (بون‌ژور، کومان سا وا؟)
معنی: سلام، حالت چطوره؟
استفاده: به عنوان اصطلاحی رسمی برای سلام و احوال‌پرسی.

 
Merci beaucoup. (مرسی بوکو)
معنی: خیلی ممنون.
استفاده: برای ابراز سپاس و قدردانی.

 
Excusez-moi. (اگزکیوزه موا)
معنی: ببخشید.
استفاده: برای عذرخواهی یا جلب توجه در مکالمات رسمی.

 
Je ne comprends pas. (ژ نو کومپران پا)
معنی: نمی‌فهمم.
استفاده: برای اظهار عدم درک در مکالمات.

 
Comment vous appelez-vous? (کومان وو آپله وو؟)
معنی: نام شما چیست؟
استفاده: در معرفی خود و پرسش نام دیگران.

 
Où est la gare? (وه اه لا گار؟)
معنی: ایستگاه قطار کجاست؟
استفاده: برای پرسش مسیر در مکان‌های عمومی.

 
Combien ça coûte? (کومبیان سا کوت؟)
معنی: چقدر هزینه دارد؟
استفاده: برای پرسش قیمت چیزی.

 
Oui, s'il vous plaît. (وی، سیل وو پله)
معنی: بله، لطفاً.
استفاده: برای تأیید و درخواست با ادبی.

 
Non, merci. (نون، مرسی)
معنی: نه، مرسی.
استفاده: برای رد کردن یا انصراف از یک پیشنهاد.

 
À votre santé! (آ ووتر سانته)
معنی: به سلامتی شما!
استفاده: در هنگام برخورد با یکدیگر پیش از نوشیدن.
این جملات به شما کمک می‌کنند تا در مکالمات روزمره به راحتی از زبان فرانسه استفاده کنید.


ضمایر در زبان فرانسه

ضمایر در زبان فرانسه نقش مهمی در تعیین فاعل و مفعول جملات ایفا می‌کنند. در زیر لیستی از ضمایر در زبان فرانسه به همراه تلفظ کلمات فرانسوی و مثال‌های کاربردی آورده شده است:


ضمایر فاعلی (Pronoms sujets):


ضمایر فاعلی در زبان فرانسه


Je (ژ)

تلفظ: [ژ]

معنی: من

مثال: Je suis étudiant. (ژ سوی اتودیان.)


Tu (تو)

تلفظ: [تو]

معنی: تو

مثال: Tu parles français. (تو پارل فرانسه.)


Il/elle/on (آی/آل/آن)

تلفظ: [آی/آل/آن]

معنی: او (مرد) / او (زن) / او (نهضت)

مثال: Il travaille ici. (آی تراواج ایسی.)


Nous (نو)

تلفظ: [نو]

معنی: ما

مثال: Nous aimons voyager. (نو آیمون وویاژه.)


Vous (وو)

تلفظ: [وو]

معنی: شما

مثال: Vous parlez anglais. (وو پارله آنگله.)


Ils/elles (آی/آل/آن)

تلفظ: [آی/آل/آن]

معنی: آنها (مردان) / آنها (زنان)

مثال: Ils étudient le français. (آی آتودی عت له فرانسه.)


ضمایر ملکی (Pronoms possessifs):


ضمایر ملکی در زبان فرانسه


Mon/ma/mes (مون/ما/مه)

تلفظ: [مون/ما/مه]

معنی: من (ملکی) / من (ملکی زن) / من (ملکی جمع)

مثال: Mon livre est intéressant. (مون لیور اه انترسان.)


Ton/ta/tes (تون/تا/ته)

تلفظ: [تون/تا/ته]

معنی: تو (ملکی) / تو (ملکی زن) / تو (ملکی جمع)

مثال: Ton frère est gentil. (تون فرر اه ژانتی.)


Son/sa/ses (سون/سا/سه)

تلفظ: [سون/سا/سه]

معنی: او (ملکی) / او (ملکی زن) / او (ملکی جمع)

مثال: Sa maison est grande. (سا میزون اه گراند.)


Notre/nos (نوتر/نو)

تلفظ: [نوتر/نو]

معنی: ما (ملکی) / ما (ملکی جمع)

مثال: Notre famille est grande. (نوتر فامی اه گراند.)


Votre/vos (ووتر/وو)

تلفظ: [ووتر/وو]

معنی: شما (ملکی) / شما (ملکی جمع)

مثال: Votre voiture est belle. (ووتر ووآتور اه بل.)


Leur/leurs (لور/لر)

تلفظ: [لور/لر]

معنی: آنها (ملکی) / آنها (ملکی جمع)

مثال: Leur chien est mignon. (لور شیان اه مینیون.)

 

ضمایر مفعولی (Pronoms objets):


ضمایر مفعولی در زبان فرانسه


Me/m'/moi (مه/موا/موا)

تلفظ: [مه/موا/موا]

معنی: من (مفعول) / من (تقویتی مفعول) / من (تقویتی فعل)

مثال: Il me regarde. (آی مه ریگارد.)


Te/t'/toi (ته/توا/توا)

تلفظ: [ته/توا/توا]

معنی: تو (مفعول) / تو (تقویتی مفعول) / تو (تقویتی فعل)

مثال: Je te comprends. (ژ ته کومپران.)


Le/la/l'/lui (له/لا/لوا/لوئی)

تلفظ: [له/لا/لوا/لوئی]

معنی: او (مفعول) / او (تقویتی مفعول) / او (تقویتی فعل)

مثال: Je lui donne un cadeau. (ژ لوئی دون اون کادو.)


Nous/nous (نو/نو)

تلفظ: [نو/نو]

معنی: ما (مفعول) / ما (تقویتی مفعول) / ما (تقویتی فعل)

مثال: Il nous invite. (آی نو انویت.)


Vous/vous (وو/وو)

تلفظ: [وو/وو]

معنی: شما (مفعول) / شما (تقویتی مفعول) / شما (تقویتی فعل)

مثال: Je vous vois. (ژ وواوواوا.)


Les/leur/les/lui (له/لا/لوا/لوئی)

تلفظ: [له/لا/لوا/لوئی]

معنی: آنها (مفعول) / آنها (تقویتی مفعول) / آنها (تقویتی فعل)

مثال: Je les aime. (ژ له زیم.)


تلفظ‌ها را با دقت گوش کنید و با تکرار جملات، تسلط خود را بر زبان فرانسه بهبود دهید.


غذاها به زبان فرانسوی

در زیر لیستی از انواع غذاها در زبان فرانسه به همراه تلفظ و مثال آمده است:

غذاها به زبان فرانسوی


Baguette (باگت):

تلفظ: [باگت]

معنی: نان باگت

مثال: Elle achète une baguette chaque matin. (اون هر صبح یک باگت می‌خره.)


Croissant (کرواسان):

تلفظ: [کروا‌سان]

معنی: کراسان

مثال: Il prend un café avec un croissant. (اون یک قهوه با یک کرواسان می‌خوره.)


Fromage (فروماژ):

تلفظ: [فروماژ]

معنی: پنیر

مثال: J'aime le fromage français. (من دوست دارم پنیر فرانسوی.)


Crêpe (کرپ):

تلفظ: [کرپ]

معنی: کرپ

مثال: Les crêpes sont délicieuses avec du sucre. (کرپ‌ها با شکر خیلی خوشمزه هستند.)


Quiche (کیش):

تلفظ: [کیش]

معنی: کیش

مثال: Ma mère fait une délicieuse quiche. (مادرم یک کیش خوشمزه می‌سازد.)


Bouillabaisse (بویابس):

تلفظ: [بویابس]

معنی: غذای دریایی

مثال: En Provence, on aime manger de la bouillabaisse. (در استان پرووانس، مردم از خوردن بویابس لذت می‌برند.)


انواع غذا به زبان فرانسوی


Escargot (اسکارگو):

تلفظ: [اسکارگو]

معنی: حلزون

مثال: En France, on mange des escargots avec de l'ail. (در فرانسه، مردم اسکارگو را با سیر می‌خورند.)


Ratatouille (راتاتوی):

تلفظ: [راتاتوئی]

معنی: راتاتوئی (نوعی غذای سبزیجات)

مثال: La ratatouille est un plat provençal. (راتاتوئی یک غذای محلی استان پرووانس است.)


Foie gras (فوا گرا):

تلفظ: [فوا گرا]

معنی: فوا گرا (مخلوط خوراکی از کبد اغوز اردک یا غاز)

مثال: Le foie gras est une spécialité française. (فوا گرا یک مخلوط خوراکی فرانسوی است.)


Macaron (ماکارون):

تلفظ: [ماکارون]

معنی: ماکارون (شیرینی فرانسوی)

مثال: Les macarons sont des pâtisseries délicieuses. (ماکارون‌ها خوراکی‌های خوشمزه هستند.)


Bœuf Bourguignon (بوف بورگونیون):

تلفظ: [بوف بورگونیون]

معنی: بوف بورگونیون (خوراک گوشت گاو با سس قرمز)

مثال: Le bœuf bourguignon est un plat traditionnel. (بوف بورگونیون یک غذای سنتی است.)


Cassoulet (کسوله):

تلفظ: [کسوله]

معنی: کسوله (خوراک حاوی لوبیا و گوشت)

مثال: Le cassoulet est un plat du sud de la France. (کسوله یک غذای منطقه‌ای در جنوب فرانسه است.)


لطفاً تلفظ‌ها را با دقت گوش کنید و با تکرار جملات، تسلط خود را بر زبان فرانسه بهبود دهید.


انواع لباس‌ها به فرانسوی

در زیر لیستی از انواع لباس‌ها در زبان فرانسه به همراه تلفظ و مثال آورده شده است:


با استفاده از این کلمات سفارش خود را راحت تر ثبت کنید!


انواع لباس‌ ها به فرانسوی


Chapeau (شاپو):

تلفظ: [شاپو]

معنی: کلاه

مثال: Elle porte un chapeau élégant. (اون یه شاپو شیک می‌زنه.)


Chemise (شمیز):

تلفظ: [شمیز]

معنی: پیراهن

مثال: Il met une chemise blanche. (اون یه پیراهن سفید می‌پوشه.)


Robe (روب):

تلفظ: [روب]

معنی: لباس زنانه

مثال: Elle porte une robe rouge. (اون یه لباس قرمز می‌پوشه.)


Veste (وست):

تلفظ: [وست]

معنی: ژاکت

مثال: Il porte une veste en cuir. (اون یه ژاکت چرمی می‌پوشه.)


Pantalon (پانتالون):

تلفظ: [پانتالون]

معنی: شلوار

مثال: Il met un pantalon noir. (اون یه شلوار سیاه می‌پوشه.)


Short (شورت):

تلفظ: [شورت]

معنی: شلوار کوتاه

مثال: Elle porte des shorts en été. (اون تابستون با شورت پوشیده می‌شه.)


لباس ها به زبان فرانسوی


Jupe (ژوپ):

تلفظ: [ژوپ]

معنی: دامن

مثال: Elle porte une jupe à pois. (اون یه دامن با نقاط می‌پوشه.)


Manteau (مانتو):

تلفظ: [مانتو]

معنی: پالتو

مثال: Il met un manteau chaud en hiver. (اون تو زمستون یه کاپشن گرم می‌پوشه.)


Écharpe (اشارپ):

تلفظ: [اشارپ]

معنی: شال گردن

مثال: Elle porte une écharpe en laine. (اون یه شال پشمی می‌پوشه.)


Chaussures (شوز):

تلفظ: [شوز]

معنی: کفش

مثال: Il achète des chaussures de sport. (اون کفش ورزشی می‌خره.)


Cravate (کراوات):

تلفظ: [کراوات]

معنی: کراوات

مثال: Il met une cravate pour la réunion. (اون برای جلسه یه کراوات می‌زنه.)


Bottes (بوت):

تلفظ: [بوت]

معنی: بوت

مثال: Elle porte des bottes en cuir. (اون بوت چرمی می‌پوشه.)

 
لطفاً تلفظ‌ها را با دقت گوش کنید و با تکرار جملات، تسلط خود را بر زبان فرانسه بهبود دهید.


جمع بندی


شما با استفاده از یادگیری این لغات و در کنار هم قرار دادن آن ها با توجه به گرامر زبان فرانسه از این کلمات پرکاربرد فرانسوی در جملات خود استفاده کنید و بتوانید به این زبان تسلط نسبی دست پیدا کنید. آموزشگاه آنلاین زبان تیکا به شما برای رسیدن به تسلط بیشتر در زبان فرانسه کمک بسیاری می کند.


پرکاربردترین کلمات فرانسوی – قسمت دوم

اشتراک گذاری:

درباره نویسنده

author-image

رضا آقامحمد

تولید محتوا

من رضا آقامحمد یک فعال در حوزه سئو و گرافیک هستم. تخصص من در تحلیل و بهبود رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها و محتواهای دیجیتال است و همچنین توانایی طراحی لوگوها، بنرها، تصاویر و موارد تبلیغاتی دیگر را دارم. من همواره به دنبال فرصت‌های جدید و چالش‌های جذاب در حیطه کاری خود هستم.

نظرات